شخصیت

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. تست های شخصیت شناسی
  4. chevron_right
  5. شخصیت
شخصیت

ما می دانیم حیوانات دارای شخصیت هستند اما آیا این باعث می شود که آنها دارای فردیت نیز باشند ؟

آیا این باور که حیوانات دارای شخصیت هستند، پیامدهای اخلاقی  با خود به همراه دارد؟

نکات کلیدی

  • تحقیقات در مورد شخصیت حیوانات طی دو دهه گذشته به شدت افزایش یافته است تا جایی که از صفر مورد در سال ۱۹۹۰ به بیش از ۹۰۰ مورد در سال ۲۰۲۰ رسیده است.
  • تفاوت های شخصیتی در گونه های مختلف از حشرات گرفته تا میمون های بزرگ مشاهده می شود.
  • دلایل خوبی برای اعطای برخی حقوق اساسی به تعدادی از گونه های غیرانسانی وجود دارد ، اما داشتن شخصیت دلیل مناسبی به حساب نمی آید.

اخیرا در مورد رابطه میان شخصیت انسان و گربه مقالاتی را نوشته ام و در همین رابطه با یکی از دوستانم به نام بت که صاحب ۲ گربه (یک جفت برادر ۳ ساله به نام های فین و چتسورث) است، مصاحبه ای را انجام دادم. به محض ورودم به خانه بت ، فین به طرف من دوید و خودش را به پاهایم می مالید و به نشانه دوستی با من از خود صدای خرخر در می آورد.

هنگامی که دستم را پایین آوردم و پشت گوشهایش را نوازش کردم ، ناگهان فین به چشمان من نگاهی کرد و دوباره از خودش صدای خرخر درآورد و وقتی به سمت تراس رفتیم، او نیز به دنبالمان آمد و روی صندلی کنار بث نشست. بت به من می گفت که فین اکثر اوقات همراه اوست. فین وقتی بت در حال درست کردن شام و یا مشغول خواندن روزنامه بود، باز هم به کنار او می رفت و حتی شب ها نیز در کنار او می خوابید. فین همسر بت یعنی ریچارد را هم دوست دارد ، اما بت را عاشقانه دوست دارد.

از او پرسیدم که چتسورث کجاست.
بت جواب داد:

“هر وقت غریبه ای وارد خانه می شود ، چت به زیرزمین می رود و در آنجا مخفی می شود.” “او به مانند فین با انسان ها خوب نیست و در واقع هیچ وقت با آدم ها احساس راحتی نمی کند. “

برخلاف فین ، چت بیشتر روز خود را در خارج از خانه سپری می کند و با اخلاق تند خود زندگی را برای سایر حیوانات محله دشوار کرده است. او گاهی اوقات ماهی ، پرنده و حتی مار هایی کوچک را شکار می کند و با خود به خانه می آورد. چت حتی یک بار با خودش یک خرگوش آورد و در واقع اینکار او باعث وحشت من شد.

بت از زندگی کردن با یک قاتل زنجیره ای احساس گناه می کند.او وقتی متوجه شد که فین به نوعی در برابر چت احساس ضعف کرده و دائم پشت پنجره می نشیند و به پرندگان نگاه می کند، بر خلاف میلش تصمیم گرفت گاهی اوقات فین را با خود به خارج از خانه ببرد. بت به این نتیجه رسید که محدود کردن فین در خانه ای که برایش به مانند قفسی بزرگ بود، بسیار بی رحمانه بود.

ژنتیکی ، محیطی و یا هر چیز دیگری

از نظر من، فین و چت تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. اما علت هر چه باشد (ژنتیکی ، محیطی و یا هر چیز دیگری) شخصیت آنها از بسیاری جهات با یکدیگر متفاوت است. فین شخصیت آرامی دارد و به راحتی با مردم ارتباط برقرار می کند و دوست دارد دیگران به او توجه کنند. او صبح ها یک ساعت به بیرون از خانه می رود اما با این وجود هرگز از حیاط خارج نمی شود.

از طرف دیگر ، برادر او یک شکارچی بالفطره است که قلمروی او تمام محله را در بر می گیرد. در هنگام مشاهده افراد غریبه عصبانی می شود و مانند پلنگی که در دشت های سرنگتی از درختان آویزان می شود ، او نیز همیشه خود را از وسایل خانه آویزان می کند.

مطالعه شخصیت مار

صاحبان حیوانات خانگی می دانند که هر حیوانی شخصیت منحصر به فرد خود را دارد. اما این موضوع تا همین اواخر نیز توسط محققان جدی گرفته نمی شد. من در اوایل دهه ۸۰ هنگامی که در آزمایشگاه رفتارشناسی خزندگان گوردن بورگارد در دانشگاه تنسی در حال مطالعه رفتارهای مار بودم، به مطالعه شخصیت حیوانات علاقه مند شدم. من متوجه شده بودم که برخی از مارهای بند جورابی(نوعی مار بومی آمریکای شمالی) تازه متولد شده ( حتی مارهایی که کمی بزرگتر بودند) نسبت به سایر مارها پرتحرک و پرخاشگر بودند.

پس از مدت ها مشاهده رفتار مارها، روشی را برای پی بردن به این تفاوتهای شخصیتی ابداع کردم که شامل روشی استاندارد می شد که از طریق آن می توانستم تعداد دفعاتی که یک مار می تواند در مدت سه دقیقه انگشت اشاره ام را گاز بگیرد، محاسبه کنم.

چرا برخی مارها بدخلق و پرخاشگر و برخی دیگر آرام تر هستند

طی دو سال با استفاده از این روش من، بونی بوورز و گوردن بورگارد نزدیک به دوازده مقاله منتشر کردیم تا بررسی کنیم که چرا برخی مارها بدخلق و پرخاشگر و برخی دیگر آرام تر هستند. بیشتر آزمایشات را من و بونی انجام دادیم و در مطالعات خود هزاران بار توسط بچه مارها گزیده شدیم. در حقیقت ، تقریباً مطمئنم که ما بیش از هر فرد دیگری در تاریخ بشر توسط مارها گزیده شده ایم. (با این حال ، نیش آنها بدون درد بود و هرگز باعث جدا شدن پوست انگشتان ما نشد).

ما در این مطالعات به نتایج بسیاری دست پیدا کردیم. به عنوان مثال ، متوجه شدیم:
  • حتی گونه های نزدیک به هم دارای خلق و خوی متفاوتی بودند. نوزادان یک نوع مار بندجورابی مکزیکی (Thamnophis melanogaster) در یک آزمایش ده ها بار انگشتان ما را گزیدند و این در حالی است که تحریک یک مار بندجورابی باتلر (Thamnophis butleri) برای حمله به دستان ما تقریباً غیرممکن بود.
  • هر چه مادران پرخاشگرتر بودند، بچه های آنها نیز تمایل بیشتری به رفتارهای پرخاشگرایانه داشتند.
  • نوع رفتارمارها با گذشت زمان ثابت بود. نوزادانی که در یک روزگی پرخاشگر بودند، برای همیشه پرخاشگر باقی می ماندند اما به مرور رفتار آنها نسبت به خویشاوندان خود آرام تر می شد.

مانند شخصیت های انسانی، تفاوت در خلق و خوی مارها نیز تحت تاثیر عوامل ژنتیکی و عامل تجربه قرار می گیرد. به عنوان مثال، عوامل ژنتیکی حدود ۴۰٪ در حمله مارهای بندجورابی شرقی به دست انسان نقش داشتند.

گوردون ، بونی و من، آزمایشات خود را تحت عنوان مطالعه شخصیت های مار فکر نامگذاری کرده بودیم.اما هیچگاه در انتشار مطالب خود چه به صورت کتاب و چه به صورت مقاله، نامی از کلمه “شخصیت” نبردیم. این ایده که حیوانات دارای شخصیت هستند ، در آن زمان در بین محققان نوعی تابو به حساب می آمد.

به عنوان مثال

در کتابخانه گوگل اسکالر، تقریباً در این رابطه هیچ پژوهش و مقاله ای قبل از سال ۲۰۰۰ منتشر نشده است.اما طی دو دهه گذشته، مقالاتی که توسط سم گسلینگ روانشناس دانشگاه تگزاس منتشر شده است، جرقه ای در این زمینه ایجاد کرده و روند مطالعات رفتاری حیوانات را  تغییر داد. همانطور که در این نمودار مشاهده می کنید ، تعداد مقالات تحقیقاتی در مورد شخصیت حیوانات از صفر مورد در سال ۱۹۹۰ به بیش از ۹۰۰ مورد در سال ۲۰۲۰ رسیده است.

در سال های اخیر مطالعه در مورد شخصیت حیوانات پیشرفت چشمگیری داشته است. تا به امروز بسیاری از تفاوت های شخصیتی در گونه های مختلف از شامپانزه و سگ گرفته تا ماهی، گورخر و عنکبوت در مقالات علمی به ثبت رسیده است. (برای مروری کلی، به کتاب شخصیت در حیوانات مراجعه کنید، ۲۰۱۷).

یک جنبه جالب از شخصیت های حیوانی این است که پنج عامل بزرگ شخصیتی معروف (گشودگی نسبت به تجربیات جدید ، وظیفه شناسی ، برون گرایی/ درون گرایی ، سازگاری، روان رنجوری /اضطراب) که به توصیف شخصیت انسان می پردازند.

در برخی از گونه های غیرانسانی نیز مشاهده می شوند:
به عنوان مثال سگ ها ، شامپانزه ها و نهنگ های قاتل. (ارزیابی شخصیت مار به ما در درک ویژگی شخصیتی سازگاری در سایر خزندگان کمک بسیاری کرد).

داشتن شخصیت باعث نمی شود تا حیوانات تبدیل به شخص شوند

اما شخصیت داشتن با شخص بودن متفاوت است. اصطلاح “شخصیت” به طور کلی به تفاوتهای فردی در رفتارهایی گفته می شود که در طول زمان ثابت بوده و افراد را از یکدیگر متمایز می کند. اما “شخص بودن” به چه معناست؟

درک معنای کلمه “شخص” برای اکثر مردم ساده است (یک شخص فردی است که در برخی جنبه ها با دیگران تفاوت دارد). اما وقتی می خواهیم واژه “شخص” را به کسی یا چیزی اطلاق کنیم ، اوضاع کمی پیچیده و سخت می شود و این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است. به عنوان مثال در رابطه با مسئله سقط جنین، این سوال همیشه مطرح بوده است که آیا می توان برای جنین فردیت قائل شد.

محققان حقوق حیوانات مانند استیون ویز اینگونه استدلال می کنند که موجوداتی از قبیل میمون ها و فیل ها دارای فردیت هستند. در سال ۲۰۱۳ محقق سگشناس گریگوری برن در مقاله ای در مجله نیویورک تایمز عنوان کرده بود که سگها نیز دارای فردیت هستند. در پرونده ای در سال ۲۰۱۰، دادگاه عالی ایالات متحده حکم داد که در زمینه آزادی بیان ، شرکت ها نیز می توانند شخص به حساب آیند و حتی دادگاه هایی در نیوزیلند و هند طی حکمی اعلام کردند که رودخانه ها را نیز می توان طبق قانون فرد در نظر گرفت.

شخصیت ، افراد و خصوصیات رفتاری حیوانات

با توجه به نتایج بدست آمده ، از لحاظ قانونی می توان برای برخی گونه های غیرانسانی فردیت قائل شد. به عنوان مثال به نظر من بهتر است دادگاه ها برای فیلهای سیرک و یا نهنگ های قاتل آموزش دیده نیز حکم فردیت صادر کنند و نه برای شرکت هایی مانند پردو(شرکتی دارویی در آمریکا)

حامیان حیوانات نیز گاهی اوقات به منظور دفاع از حقوق آنها در دادگاه ها از این واقعیت که حیوانات نیز دارای شخصیت هستند، بهره می برند.

به عنوان مثال

طی دادخواستی که توسط یکی از سازمان های دفاع از حقوق حیوانات با هدف فردیت قائل شدن برای دو شامپانزه محبوس تنظیم شد، جیمز کینگ متخصص نخستی شناس بر این واقعیت که شامپانزه ها نیز دارای شخصیت هستند، تأکید می کرد و باربارا کینگ نیز در کتابش تحت عنوان “شخصیت هایی در بشقاب غذای ما” به موضوع بدرفتاری با حیواناتی که برای مصرف در صنایع غذایی پرورش یافته اند، اشاره دارد.

به نظر من قائل شدن فردیت برای حیوانات ارتباطی با حقوق حیوانات ندارد. به نظر می رسد که تقریباً هر گونه حیوانی از خود رفتارهایی را بروز می دهد که می توان آنها را در طیف گسترده ای از “شخصیت ها” گنجاند.

به عنوان مثال

محققان پس انجام تحقیقاتی در رابطه با تنوع شخصیتی خزندگان برای مورچه ها ، شته ها و شقایق های دریایی شخصیت قائل شدند که البته از نظر من تحقیقات صورت گرفته تنها بر وجود اختلافاتی جزئی میان شخصیت های حیوانات تاکید دارد.

دلیل دوم این است که تنها برخی از ویژگی های شخصیتی باعث ایجاد خصوصیات رفتاری خاصی در حیوانات می شوند.البته دانشمندان در مورد اینکه توانایی های حیوانات بیشتر با کدام رفتارهای آنها مرتبط هستند، با یکدیگر اختلافاتی دارند. به عنوان مثال ، پیتر سینگر دانشمند اخلاق گرا، اینطور استدلال می کند که موجوداتی که در طول حیات خود رنج و درد فراوانی را تحمل می کنند، اخلاق حیوانی در آنها بسیار بارزتر از سایر گونه هاست.

اما تام ریگان داشتن داشتن اخلاق را تنها به موجوداتی که دارای جنبه هایی مختلف از مفهوم زندگی هستند، محدود می کرد( یعنی موجوداتی که دارای آگاهی ، اعتقاد، آرزو ، خاطرات ، آینده نگری و اهدافی هستند) اما از دیدگاه فلسفی منحصر به فرد بودن حیوانات از نظر اخلاقی تفاوت چندانی در ماهیت رفتاری آنها ایجاد نمی کند.

سخن پایانی

وقتی صحبت از جایگاه اخلاقی می شود ، “شخصیت” و “فردیت ” لزوما یکسان نیستند. موجودات از حشرات گرفته تا فیل ها دارای اختلافات فردی ثابتی هستند که در علم روانشناسی مقایسه ای از این اختلافات به عنوان “شخصیت” یاد می شود. و طبق این قانون ، بسیاری از موارد از رودخانه ها گرفته تا شرکت ها و جنین انسانی علی رغم اینکه دارای شخصیت نیستند ولی از جنبه حقوقی برای آنها فردیت در نظر گرفته می شود.

 

دلایل زیادی وجود دارد که ما باید نگران رفتار خود با حیوانات باشیم ، اما داشتن شخصیت در این موارد دلیلی برای نگرانی ما نیست.
منبع : www.psychologytoday.com
مترجم : علی رضا لهفتان
مطالب دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست