۵ دیدگاه در رابطه با شجاعت در محل کار
لازمه شجاعت تعهد و تمرین است و ارتباطی با شخصیت افراد ندارد
نکات کلیدی
- شجاع بودن یک انتخاب است و نه وظیفه و تنها افراد دارای برخی از ویژگی های شخصیتی خاص از خود شجاعت نشان می دهند.
- رفتارهای شجاعانه در محل کار اشکال مختلفی دارد (فراتر از افشاگری و سایر اقدامات) و در هر موقعیتی می توان رفتاری شجاعانه داشت.
- مانند هر مهارت رفتاری و یا طرز فکر مفیدی ، لازمه دست یابی به شجاعت تنها تکرار و تمرین است.
همه ما می دانیم شجاعت چیست
خب بله ما تا حدودی با مفهوم شجاعت آشنا هستیم. افراد مختلف تعاریف متفاوتی از شجاعت را ارائه می دهند و احتمالاً با مشاهده برخی رفتارها بگویند: “وای ، انجام این کار شجاعانه است!”. روانشناسان و سایر دانشمندان علوم اجتماعی بر این باورند که میان شهود فردی از مفهوم شجاعت با مفهوم علمی شجاعت که به افراد کمک می کند تا دنیای اطراف خود را بهتر بشناسند ، به تعادل رفتاری برسند و در نهایت به بهترین نسخه خود دست پیدا کنند، فاصله زیادی وجود دارد.
من همیشه دوره های مدیریتی خود را با این سخن به پایان می رساندم: تا زمانی که یک مدیر در موقعیت های مهم از خود شجاعتی نشان ندهد، قدرت و میزان امکاناتی که در اختیار اوست، هیچ اهمیتی نخواهند داشت. این سخن من همیشه باعث دلگرمی دانشجویانم می شد و آنها همیشه به من می گفتند: ” ای کاش زمان بیشتری را به مسئله شجاعت اختصاص می دادیم”. و همین مسئله باعث شد تا یک دهه از عمرم را صرف درک مفهوم شجاعت در محیط کار و رشد و توسعه آن کنم.
آنچه که من از بررسی رفتار هزاران فرد شرکت کننده در سمینارها و کنفرانس هایم، متوجه شدم این بود که درک ما از شجاعت در محیط کار ، در بسیاری از موارد کاملا ابتدایی بوده و بیشتر باعث محدود شدن ما می شود. من در کتاب جدید خودم با عنوان «انتخاب شجاعت» (مجله کسب و کار هاروارد ۲۰۲۱) به تشریح درک افراد مختلف از مفهوم شجاعت پرداخته ام و می خواهم به طور خلاصه پنج مورد از آنها را با شما به اشتراک بگذارم:
دیدگاه شماره ۱
برای شجاعت هیچ ژن و یا ویژگی شخصیتی جادویی وجود ندارد که تنها مختص عده ای خاص باشد. این خود ما هستیم که انتخاب می کنیم که فردی شجاع باشیم و در رابطه با آن کاری انجام دهیم.
افراد در حین کار در رابطه با مسائلی همچون قومیت ، ملیت ، تعهدات مذهبی ، سطح درآمد رفتارهایی شجاعانه از خود نشان می دهند. مطمئناً برخی افراد برخوردی قاطعانه تری دارند و برخی نیز رفتاری دوستانه دارند و مستعد ریسک پذیری بیشتری هستند. با این حال ، شجاعت لزوماً به این معنا نیست که به خاطر دیگران و یا برای ایجاد تغییرات مثبتی در زندگی خود دست به اقداماتی بزنیم.
طی سالیان مطالعه متوجه شدم که در محل کار هیچ فرقی میان کسانی که خود دست به اقداماتی شجاعانه می زنند و کسانی که چنین کاری را انجام نمی دهند، قائل نمی شوند. و حتی اگر فرقی هم قائل شوند، آیا شجاعت یک فرد بهانه ای نمی شود تا سایر کارکنان وظایف خود را به درستی انجام ندهند؟ ما ادعا نمی کنیم که ویژگی های شخصیتی خاص و یا تفاوت های فردی باعث می شوند تا بسیاری از ما از بروز رفتارهایی خوب در محل کار (مانند انصاف در برخورد با دیگران ، صداقت و یا رعایت احتیاط) غافل شویم. اما چرا شجاعت مانند سایر خصوصیات فردی نیست؟
به خوبی به تمام چیزهایی که در طول این همه گیری بیماری کووید-۱۹ مشاهده کرده ایم، فکر کنید. فقط چند پزشک و یا پرستار نبودند که به خاطر بیماران خود را در معرض خطر قرار دادند. ما نمی گوییم که پزشکان و یا پرستاران با آمادگی کامل به این دنیا آمده اند و از بدو تولد برخی از ویژگی های شخصیتی خاص در آنها وجود داشته است. و ما می دانیم که تنها دلیلی که باعث می شود تا آنها بتوانند مسئولیت خود را به نحو احسن انجام دهند و عملکرد خوبی در شرایط استرس زای محیط کار داشته باشند، این است که سالها آموزش دیده اند و تجربه کسب کرده اند. ما نیز می توانیم انتخابی مشابه داشته باشیم.
به طور خلاصه
اگر ما می خواهیم در محل کاری مورد نظرمان، مشغول کار شویم ، باید این تصور را که چرا مسئولیت و وظایف سایر کارکنان از من آسان تر است را کنار بگذاریم و سعی کنیم مانند کسانی که همیشه آنها را تحسین کرده ایم و یا قهرمانان زندگی خود عمل کنیم. فکر کردن به انجام کارهای شجاعانه بسیار آسان تر از انجام آن است.
دیدگاه شماره ۲
ترسیدن به این معنا نیست که شما نمی توانید رفتاری شجاعانه داشته باشید. به معنای آن است که همه چیزی برای داشتن رفتاری شجاعانه مهیا شده است.
هر فردی در رابطه با انجام برخی کارها احساس ترس می کند. همانطور که مورگان اسکات پک می گوید: “نداشتن ترس به معنای شجاع بودن نیست. عدم ترس نوعی آسیب مغزی است. ” ما باید بپذیریم که شجاعت یعنی با وجود ترس دست به انجام کاری بزنیم. ”
برای بیشتر افراد ، آنچه در ابتدا به ذهن آنها خطور می کند ترس ناشی از خطرات اقتصادی و یا آسیب های شغلی است. به عنوان مثال ما می ترسیم در محل کار خود پاکت نامه ای را بیش از حد فشار دهیم زیرا ممکن است دیگران از این کار ما ناراحت شوند ، مار را اخراج کند ، به مخالفت با ما بپردازند، جلوی ما را بگیرند و یا از نظر مالی ما را تحت فشار قرار دهند.
خطرات اجتماعی زیادی در این رابطه وجود دارد. نمی توان گفت که محروم شدن و محدود شدن یک فرد توسط دیگران در جامعه در طول تاریخ بشر تنها باعث ایجاد تنش روانی میان افراد شده است، بلکه انجام چنین کاری عملا زندگی فرد را تهدید می کرد. اگر شما هم در گذشته های دور در شرایط سخت محیطی و در برابر شکارچیان وحشی تنها می ماندید، آرزوی مرگ می کردید؟ و به همان شکل بعید می دانم که اگر از سوی همکارانتان طرد شوید، چنین آرزویی بکنید. اما این بدان معنا نیست که ما ترسی از “مرگ اجتماعی” نداریم.
متفاوت بودن با دیگران خطرات روانشناختی مختلفی را به همراه دارد
هیچ کس نمی خواهد احساس احمق بودن و یا بی کفایتی بکند. اما این دقیقاً همان چیزی است که ما را در هنگام انجام پروژه های بزرگ و یا انجام کاری طولانی که تخصص کافی در آن نداریم ، در معرض خطر قرار می دهد.همین امر هنگامی که ما از دیگران درخواست کمک می کنیم و یا به اشتباهات خود اقرار می کنیم نیز صادق است. ما انسان ها به نوعی قاضی و هیئت منصفه خودمان به حساب می آییم و وقتی مرزهای انسانی را زیر پا می گذاریم و یا در برابر دیگران خود را فردی آسیب پذیر نشان می دهیم ، این امر باعث می شود تا به طور موقت به احساساتمان آسیبی جدی وارد شود.
بله ، ترسهای زیادی در درون ما وجود دارد. اما تایید وجود ترس در خود به معنای عدم شجاعت نیست، بلکه به معنای آن است که همه چیزی برای داشتن رفتاری شجاعانه مهیا شده است.
این دقیقا همان چیزی است که برای کالین اتفاق افتاد. مدیر او مدام چاپلوسی رئیس خود را می کرد و نسبت به افراد زیر دست خود رفتار زننده ای داشت. او همیشه سعی می کرد تا رئیس خود را راضی نگه دارد اما نسبت به کارمندان خود بی رحم بود و تحمل مخالفت های آنها را نداشت، تا حدی که اعتراف کرد که از کالین متنفر است.
کالین پس از مدت ها سکوت در برابر رفتارهای های زشت او و در حالی که او و سایر کارکنان دیگر به مانند گذشته شور و اشتیاقی برای کار نداشتند، ناگهان تصیم گرفتند تا برابر او و سو استفاده هایی که از آنها می شد، بایستند. کالین ابتدا به سراغ مدیر خود رفت و به او گفت كه چطور رفتارهای زشت او روی تیم و روحیه افراد تأثیر بدی گذاشته است. سپس به نزد رئیس رفت و تمام چیزهایی را که اتفاق افتاده بود را با او در میان گذاشت.
آیا او ترسیده بود؟
قطعا همینطور است. اما او به آنچه انجام داده است، افتخار می کند و به هیچ عنوان پشیمان نیست. کالین به من گفت: “از کودکی مورد آزار و اذیت های زیادی قرار می گرفتم و هرگز جرأت مقابله با کسانی که مرا آزار می دادند را نداشتم ولی تصمیم گرفتم تا ترس خودم را کنار بگذارم. من دوست نداشتم شخصی تنها به خاطر مقامی که دارد به من بی احترامی کند.”
به یاد داشته باشید ، اگر خطری در انجام کاری وجود نداشته باشد، نمی توان آن را شجاعانه نامید! شجاعت در مورد عملی است که ما با وجود ترس آن را انجام دهیم.
دیدگاه شماره ۳
افشای حقایق هنگامی که دارای قدرت و اختیاراتی هستید، نوعی اقدامی شبه شجاعانه به حساب می آید. اما در حقیقت فاصله زیادی میان اینکار و سایر رفتارهای شجاعانه ای که در محیط کار مشاهده می شود ، وجود دارد.
ما به خوبی می دانیم که اگر رک و بی پرده با مدیران بالادستی خود صحبت کنیم ، با استفاده از قضاوت های خود موجب خشم رئیس خود شویم و یا از دیگران در برابر کسانی که صاحبت قدرت هستند، دفاع کنیم، ممکن است با مشکلاتی مواجه شویم.
اما هنگامی که به تایید انواع خطراتی که افراد در محیط کار با آن روبرو هستند (خطرات اقتصادی ، شغلی، اجتماعی و روانشناختی) می پردازیم ، متوجه خواهیم شد که چرا بسیاری از رفتارها شجاعانه قلمداد می شوند. من و همکارم ، ایوان برونو ، هنگام ایجاد شاخصی تحت عنوان شاخص سنجش میزان شجاعت فردی، ۲۴ رفتار شجاعانه دیگر را شناسایی کردیم که شامل رسیدگی و توجه به شرایط دشوار و نامناسب همسالان ، کارکنان ، مشتریان و شرکای خارجی شرکت ها و کارخانجات و همچنین اقدامات جسورانه افراد مانند پذیرش مسئولیت های کاری جدید و داشتن ابتکار عمل در انجام کارها می شد.
به شرایطی که در آن قرار دارید، فکر کنید
آیا مقابله با فردی عادی که برخوردی نژادپرستانه با شما داشته و یا نسبت به شما تبعیضی جنسیتی قائل شده (تنها به خاطر اینکه رئیس و یا مدیر شما نیست) آسان خواهد بود؟ آیا رد کردن مشتریانی سودآور و یا عدم پذیرش سرمایه گذاران (تنها به خاطر اینکه آنها نسبت به شما یا کارکنان شما رفتار تندی دارند) آسان است؟ ما می دانیم که انجام چنین کارهایی آسان نیست. و به همان شکل، با وجود اینکه تمام شرکت و موسسات این روزها خواهان نوآوری بیشتری در انجام کارها هستند، بازهم نمی توان گفت که امتحان چیزهای جدید کار آسانی است.
و من متوجه شده ام که وقتی از مردم خواسته می شود تا به توصیف کارهای شجاعانه در محل کار بپردازند، آنها بدون توجه به قدرت افراد بالا دستی خود به توصیف طیف گسترده ای از رفتارها می پردازند و آنها بر این باورند که چنین رفتاری هایی به اندازه کافی در محیط کار مشاهده نمی شود.و این واقعاً نگران کننده است زیرا اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که رفتارهای شجاعانه در اکثر مواقع ، تاثیری مثبت بر رفاه فردی ، گروهی و سازمانی دارند.
دیدگاه شماره ۴
لحظه حال بسیار مهم است، اما آنچه قبل و بعد از آن انجام می دهید نیز مهم است.
همه ما می دانیم که رفتار شما “در لحظه” در میزان تاثیر یک عمل شجاعانه اثر می گذارد. ما زمان زیادی را صرف مشاوره دادن به افراد می كنیم تا به کمک ما بتوانند سبک و محتوای پیام های خود را مدیریت و به طور موثری احساساتشان را کنترل كنند.
افراد زمان بسیار کمی را برای فکر کردن به آنچه قبل و یا بعد از لحظات پر استرس اتفاق می افتد، در نظر می گیرند و در واقع این موضوع جای تأسف دارد. و من متوجه شده ام که بسیاری از چیزهایی که بر اقدامات شجاعانه ما تاثیر می گذارند، اتفاقاتی هستند که قبل و یا بعد از لحظه واکنش ما رخ می دهند.
به عنوان مثال
اینکه دیگران از شما حرف شنوی دارند و یا عدم آزردن کارکنانتان هنگامی که کاری را به آنها می سپارید ارتباط مستقیمی با میزان اعتبار شما دارد. مردم باید باور کنند که شما فرد خونگرمی هستید ، به آنها اهمیت می دهید ، دائم از دیگران انتقاد نمی کنید و فردی خودخواه نیستید. آنها باید باور کنند که شما صلاحیت کافی برای انجام کاری را دارید و در غیر این صورت چرا باید نظرات شما را بپذیرند و یا مهارت ها و توانایی های خود را در اختیار شما قرار دهند؟
پیگیری کارهایی که به شما محول شده است نیز بسیار مهم است
این احتمال وجود دارد که شما برای اولین بار در جلسه ای مطلبی را مطرح کنید و بدون ارائه برنامه عملی مشخصی به صحبت های خود پایان دهید و باید بدانید که افرادی که مشغله کاری زیادی دارند به راحتی مکالمات خود با دیگران را فراموش می کنند و افرادی که از شرایط ایجاد شده رضایت چندانی ندارند، دیگر با شما همکاری نخواهند کرد.و به همین دلیل باید فورا به پیگیری کارهای خود بپردازید و از این طریق میزان واقعی تعهد کاری خود را محک بزنید.
وقتی کارهای شما باعث آسیب ، عصبانیت و یا سردرگمی کسی می شود ، پیگیری چنین کارهایی از اهمیت فراوانی برخوردار است. شما می توانید احساسات دیگران را نادیده بگیرید ، اما این احتمال وجود دارد که آنها نیز در نهایت زمینه ساز مشکلاتی برای شما شوند. و اگر به روابط خود با آنها اهمیت می دهید ،بهترین کار پیگیری کارهایی است که در محیط کار انجام می دهید. اگر احساس می کنید که انجام اینکار یک عمل شجاعانه به حساب می آید ، بنابراین سعی کنید آن را انجام دهید و احساسات منفی ای که مدت هاست در درون ذهن شما رخنه کرده اند را از بین ببرید.
دیدگاه شماره ۵
اقدامات شجاعانه بزرگترین و ترسناک ترین چیزهایی نیستند که می توانید به آنها فکر کنید و به یاد داشته باشید که نباید در ابتدای هر کاری از خود شجاعت نشان دهید.
اگر از افراد در مورد کارهای شجاعانه ای که می توانند در محل کار خود انجام دهند، سوال کنید ، احتمالاً فکر آنها به سمت کارهایی که شامل به خطر افتادن موقیعت شغلی و یا روابط مهم آنها می شود، خواهد رفت.
دو مسئله تأسف بار در اینجا وجود دارد:
-
۱. اگر افراد تنها به تفکر راجع به کاری بسیار خطرناک و ریسکی بسنده کنند، احتمال انجام آن کار بسیار کم است.
-
۲. اگر قبل از انجام کاری به تمرین آن نپردازند، احتمال اینکه همه چیز خوب پیش برود، بسیار کم است.
و این ۲ مسئله تنها بر این باور را تأکید دارند که انجام اقدامات شجاعانه کاری احمقانه است و باعث می شود افراد آبروی خود را به خطر بیندازند.
ما به کمک مواجهه درمانی ، نظریه یادگیری اجتماعی و سایر اصول روانشناختی متوجه شده ایم که اگر کار خود را با قدم های کوچکتر و قابل کنترل تر آغاز کنیم، اینکار می تواند بسیار مفید باشد.انجام این کار به ما این امکان را می دهد تا در هنگام امتحان رفتارهای جدید، بتوانیم خود را کنترل کنیم و نسبت به رویداد های احتمالی ایمن باشیم. بهترین سناریو ممکن داشتن احساس درونی خوب در هنگام موفقیت است. و حتی بدترین سناریو نیز آنقدرها هم بد نیست و با وجود اینکه در لحظه احساس بسیار ناخوشایندی داریم ، بازهم می توانیم به حیات خود ادامه دهیم. ما در زندگی خود آنقدر زخم خورده نیستیم که نتوانیم دوباره چیزی را امتحان نکنیم.
ساختن نردبان شجاعت مخصوص خود
من همیشه مردم را تشویق به ساختن نردبان شجاعت مخصوص خود می کنم. افراد می توانند در پله های آن دست به اقدامات شجاعانه ای بزنند. اولین قدم آنها از پله اول شروع می شود. ما از مطالعه عملکرد افراد در زمینه های مختلف به این نتیجه رسیده ایم که برای حرفه ای شدن در هر مهارتی حتما باید اولین گام را بردارید. با دقت تمام چیزهایی که اتفاق افتاده است را بررسی کنید. در رفتارهای خود تجدید نظر کنید. دوباره به شکلی آگاهانه سعی کنید آن را انجام دهید. و اگر کار خود را با قدم هایی کوچک آغاز کنید، قطعا پس از هر بار زمین خوردن دوباره از جای خود بلند خواهید شد.











