توصیه هایی در رابطه دادن مشاوره به دیگران

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. تست شخصیتی و رابطه
  4. chevron_right
  5. توصیه هایی در رابطه دادن مشاوره به دیگران
مشاوره دادن

به شکلی غیر محسوس به دیگران مشاوره بدهید

روش های زیرکانه ای که افراد هنگام مشاوره دادن آنها را به کار می برند

مشاوره دادن در واقع کار خطرناکی به حساب می آید.این امکان وجود دارد که شما دوستان خود را از دست بدهید و دیگران شما را با القابی مانند ریاست طلب ، فضول ، علامه دهر و کنترل گر خطاب کنند و این باعث شود تا از خود در برابر آنها عکس العمل نشان دهید. و اگر مانند بسیاری از افراد تنها به دیگران مشاوره می دهید و در عمل حرفی برای گفتن ندارید، این اصلا جالب نبوده و افراد نباید دیگران را به خاطر عیبی که خود نیز آن را دارند، انتقاد کنند.

خوشبختانه ، برخی از مهارت های گفتاری می تواند برایمان موثر واقع شوند، البته تنها هنگام دادن مشاوره به افراد ساده لوح: مشاوره دادن از طریق پنهانکاری و دروغ به گونه ای که هیچکس متوجه دروغ های شما نشود. در زیر مطالبی از یکی از پرفروش ترین کتاب ها در حوزه مشاوره به نام “یک زمین جدید” (توسط اکهارت تول) آورده شده که در این رابطه من همراه با دوستانم به شکلی چالش برانگیز به بحث و گفتگو می پردازیم:

من قصد ندارم که به شما بگویم چه کارهایی را باید انجام دهید… ، اما…

من در این مصاحبه تنها می توانم بخشی از مطالب مورد نظر را بازگو کنم و امکان اینکه به تمامی مسائل بپردازیم، وجود ندارد. در واقع این ترفند به هیچ عنوان عملی نیست. همه ما می دانیم که حرف زدن در رابطه با مسائل مختلف کار آسانی است و افراد به جای اینکه به شکلی اصولی به شما انگیزه بدهند، ادعا می کنند که انجام برخی کارها می تواند به شما کمک فراوانی کند.

ما قرار نیست که به افراد آسیب وارد کنیم و سپس به دنبال جبران آسیب های خود باشیم. در این صورت تنها چیزی که برای افراد باقی خواهد ماند آثار آسیب های جدی ای است که به خاطر مشاوره های غلط من به آنها وارد شده است. اگر دیگران بخواهند از من انتقاد کنند، به راحتی می توانم ادعا کنم که قصد و قرض خاصی از مشاوره دادن به شما نداشتم و حتی ممکن است برخی از افراد نیز این ادعای من را باور کنند. و تنها همین ادعا می تواند آنها را ساکت کند.

ببینید ، من فقط واقعیت ها را بیان می کنم. . . ما باید دستورالعملی جامع برای تشخیص رفتارهای درست و غلط در اختیار داشته باشیم چون در غیر این صورت ممکن است مجبور به استفاده از منابع غیر قابل اعتماد شویم.

برای مثال

ممکن است متوجه درستی و یا غلطی دخالت های خود در زندگی دیگران نشویم و فرق اینکه “به دیگران بگوییم چه کارهایی را باید انجام دهند” (که به نظر کار ناشایستی است) و “اینکه با آنها همفکری کنیم ” (که به نظر کار خوب و درستی است) را ندانیم. بسیاری از رفتارهای ما ارتباطی مستقیم با نوع کلمات و جملاتی که به کار می بریم، دارند.

به عنوان مثال

ممکن است به شکلی دستوری به بیان محتوای دستورالعمل بپردازیم، (“سیگار را ترک کنید!”) که به وضوح به مردم داریم می گوییم که چه کاری را باید انجام دهند ، در حالی که جملات خبری (“من سیگار را دوست ندارم”) و یا جملاتی که واقعیتی را (“تنها کشیدن یک نخ سیگار به طور متوسط ۷ دقیقه از عمرتان را کم می کند”) بیان می کنند، تنها می خواهند موضوعی را با شما در میان بگذارند.

البته همیشه این کلمات نیستند که بر روی تصمیم گیری های ما تاثیر می گذارند ، بلکه موضوع ، زمان بیان موضوع، موقعیت مکانی ، تن صدای و حتی نوع حرکات ابروهای شما می تواند بر مخاطب تاثیر بگذارد. به عنوان مثال ممکن است در حین صحبت در رابطه با مصرف سیگار، ابروهایم را بالا بیاورم و با لحنی هشدار دهنده واقعیتی را درباره سیگار و سرطان بازگو کنم.

با این وجود می توانم ادعا کنم که جملاتی که به کار بردم به معنای توصیه نبوده است و افراد ساده لوح نیز این ادعای مرا قبول خواهند کرد. و تنها همین ادعا می تواند آنها را ساکت کند.

ببین من فقط می خواستم بگم … دو ترفند اول در میان افرادی که به دیگران مشاوره می دهند، مشترک است

آنها را به عنوان یک استراتژی تک فاصله ای در نظر بگیرید. درست به مانند قالب بندی تک فاصله در نرم افزار ورد (word) که به شما اجازه نوشتن بین خطوط را نمی دهد ، استراتژی تک فاصله ای نیز به همین شکل عمل می کند. اگر افراد بخواهند شما را به چالش بکشند (“جرمی، تو آدم بد بجنس و ریاست طلبی هستی!”) در این صورت می توانیم ادعا کنیم که آنها باید تنها به صحبت های من توجه کنند و لحن حرف زدن و حرکات بدن مرا کاملاً نادیده بگیرند.

“سلام ، سعی نکنید به درون و عمق صحبت های من بروید ، من فقط گفتم که سیگار کشیدن باعث کاهش امید به زندگی (یا هر چیز دیگری) می شود.” و تنها همین ادعا می تواند آنها را ساکت کند.

همه چیز خوبه . . . به طور کلی ، از دو منظر می توان به زندگی نگاه کرد
جنبه اول

زندگی شخصی و جایی که می توانیم از طریق آن در زندگی به درآمد خوبی برسیم و یا بهتر است بگویم جایی که می خواهیم افراد از طریق آن در زندگی خود به ثروت و خوشبختی دست پیدا کنند و به منظور رسیدن به خواسته های خود به دنبال استراتژی های بهتری بروند.

جنبه دوم

گستره بزرگتری را در برمی گیرد و در آن پیشرفت ها و تلاش های ما همگی “خوب و مثبت” به حساب می آیند( گستره بزرگی که معنای و مفهوم پیچیده ای ندارد و به راحتی می توان آن را درک کرد).

بنابراین افرادی که توصیه هایی فرا مادی ارائه می دهند (معلمان معنوی ، راهنمایان دینی و نویسندگان حوزه رشد فردی مانند من)، ممکن است توصیه های خود را در با این منطق که همه چیز در این دنیا مطلقا “خوب” است، توجیه کنند. انجام اینکار به ویژه در هنگام ارائه نظریات خود در رابطه با ” عدم قضاوت” دیگران می تواند مفید باشد.

شما نباید قضاوت کنید

اینکه به مردم توصیه می کنید تا دیگران را قضاوت نکنند، نوعی ریاکاری به حساب می آید. در جمله “شما نباید قضاوت کنید” کلمه “نباید” به چشم می خورد که خود نوعی قضاوت به حساب می آید. این نوع مشاوره درواقع چیزی جز حقه و نیرنگ نیست و بنابراین به عنوان مثال اگر بگویم ، “من شما را تشویق به انجام فلان کار نمی کنم ، زیرا ما در رابطه با هر چیزی باید خود را تسلیم طبیعت عظیم كیهانی کنیم” ، من با دادن مشاوره مشکلی ندارم اما مجبور نیستم حرف هایی بزنم که پر از دو رویی و حقه هستند.

به محض این که کسی بخواهد من را به چالش بکشد ، می توانم به او بگویم ، ” چرا آنقدر از من انتقاد می کنید؟ هدف من از این صحبت ها نصیحت شما نیست. من به یگانگی کیهانی اعتقاد دارم و به نظر من همه چیز در این دنیا خوب است. ” و تنها همین ادعا می تواند آنها را ساکت کند.

خودشیفتگی

رفتار شما نوعی خودشیفتگی به حساب می آید – نه این که لزوماً چیز بدی باشد. . . ترفند کلامی دیگر این است که به کمک اصطلاحات و جملاتی که قبلا آنها را حفظ کرده اید، توصیه های خود را تبدیل به مجموعه ای از “حقایق” کنید. به عنوان مثال من به دیگران می گویم ، ” هنگامی که غرور و عزت نفس افراد مورد حمله قرار گیرد، این باعث می شود تا آنها احساس ترس کرده و دیگران را قضاوت كنند.

بنابراین آنها برای حفظ غرور خود و به خاطر اینکه نسبت دیگران احساس برتری می کنند، دائم به دیگران حمله خواهند کرد.” ساختار جمله به گونه ای است که انگار در حال بیان حقیقتی هستید، اما در این جملات تنها در حال قضاوت دیگران هستید.

استفاده از کلمات

استفاده از کلماتی مانند “ترس و تهدید” برای افراد، تنها نشان دهنده ضعف و یا عدم تعادل آنها است. “قضاوت درباره مردم” به معنای تحقیر آنهاست. (یک فرد نباید دیگری را قضاوت کند ، زیرا همین باعث می شود تا دیگران نیز او را قضاوت کنند.)داشتن ” غرور ” به نظر نوعی لطف و محبت نسبت به خود است و داشتن “احساس برتری نسبت به دیگران” کاملا ناپسند است.

استفاده از اصطلاحات و جملاتی تکراری

در صورت استفاده از اصطلاحات و جملاتی تکراری برا جلب نظر افراد ، ممکن است دیگران مرا به داشتن رویکردی قضاوت گرا و آمرانه متهم کنند اما من به راحتی می توانم تمام اینها را انکار کنم ، زیرا در قدم اول بی طرفی خود را در رابطه با گفته هایم را اعلام کردم. منظور من این است که من برای دیگران نسخه ای تجویز نمی کنم و در واقع به بیان و توصیف برخی مسائل می پردازم. آیا انجام اینکار مشکلی دارد؟ و تنها همین ادعا می تواند آنها را ساکت کند.

ببینید، شما تنها باید به آن شکلی که دوست دارید، مطالب را تجزیه و تحلیل می کنید. . . با توجه به تردید هایی که در رابطه با استراتژی های تک فاصله ای وجود دارد، می توان گفت که همیشه می توان تفسیرهایی متفاوت از صحبت های دیگران کرد. معنا و مفهومی که ما از سخنان دیگران دریافت می کنیم ، ممکن است مورد دلخواه ما باشند و یا در مواردی برداشت هایی اشتباه از آنها داشته باشیم و برایمان مبهم باشند.

با کمی تلاش می توان دیگران را مقصر جلوه داد

در اکثر موارد نمی توان گفت که مسئولیت برخی حرف ها دقیقا بر عهده کیست.( آیا من واقعاً قصد بدی داشتم و یا شنوندگان برداشت نامناسبی از صحبت های من داشتند؟ )با توجه به این ابهامات ، من می توانم از روی قصد مطالبی رو عنوان کنم و سپس رو به مردم کنم و آنها را متهم به سو برداشت از صحبت های خودم بکنم.

در واقع ، با کمی تلاش می توانم به راحتی آنها را مقصر جلوه دهم. من می توانم طوری برخورد کنم که انگار از “سو تعبیر” های پیش آمده دچار شوکه شده ام. “چطور ممکن است پیام های من باعث ایجاد چنین حالت هایی در شما شده باشد. من تعجب می کنم که چه چیزی باعث شده تا واکنش های نامناسبی نسبت به گفته های من نشان دهید. ” و تنها همین ادعا می تواند آنها را ساکت کند.

ببینید ، من فقط سعی دارم به افراد کمک کنم . . اگر تمام روشهای توصیه ای من موثر واقع نشوند، و افرادی به مخافت با حرف های من بپردازند، من می توانم فورا از جملاتی مانند “خب ، کجای توصیه های من ایراد دارد؟” استفاده کنم. اما بهتر است این کار را به صورت پنهانی انجام دهم.

این خوب نیست که صحبت های خودم را انکار کنم و سپس دوباره بعد از اینکه از سوی دیگران تحت فشار قرار گرفتم از صحبت های خودم دفاع کنم. با این حال پس از نشان دادن ناراحتی شدید خود از عدم قدردانی دیگران از خودم ، هنوز هم می توانم به شکلی مخفیانه تأثیر خود بر آنها را حفظ کنم.

مراقبت مضاعف

من می توانم از تمام این ترفندها در قضاوت ها و یا توصیه های خودم استفاده کنم و استفاده از آنها در هنگام قضاوت و توصیه دیگران به شما قدرت خاصی می دهد. اگر قضاوت های من دائم مورد توجه سایرین قرار گیرد، در این صورت می توانم از آنها بر علیه قضاوت های دیگران استفاده کنم. من در این رابطه می توانم از تئوری هایی پیچیده استفاده کنم و از این طریق هرگونه انتقادی را بی پایه و اساس جلوه دهم.

اگر کسی بگوید ، “جرمی ، توصیه های شما نادرست است” ، می توانم با استفاده از تمام ترفندهای مذکور ادعا کنم که من به شما توصیه ای نکردم و شما دارید من را قضاوت می کنید. مراقبت مضاعف ، ترفندی قدیمی است که به کمک آن می توانید ادعا کنید که تمام صحبت های شما پایه و اساس محکمی دارند.

“ایمان ما به خود این قدرت را به ما می دهد تا شما را به عنوان یک گناهکار محکوم کنیم ، و اگر اصول ما را زیر سوال ببرید، این بدان معناست که شما قطعا یک گناهکار هستید.”
“اگر ما احساس کنیم که شما یک کمونیست هستید ،در این صورت شما را در لیست سیاه خود قرار خواهیم داد ، و اگر قضاوت های ما را زیر سوال ببرید ، واضح است که شما یک کمونیست هستید.”
“اگر ما را قضاوت کنید ، ما را شما را به خود شیفتگی متهم خواهیم کرد و اگر به منطقی بودن معیارهای ما شک دارید ، این نشان می دهد که شما یک فرد خوشیفته هستید.”
و تنها همین ادعا می تواند آنها را ساکت کند.
منبع : www.psychologytoday.com
مترجم : علی رضا لهفتان
مطالب دیگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست