اختلال شخصیتی سادیستی

  1. خانه
  2. chevron_right
  3. اختلالات شخصیتی
  4. chevron_right
  5. اختلال شخصیتی سادیستی
اختلال شخصیتی سادیستی

اختلال شخصیت سادیستی ممکن است با اختلال شخصیت ضد اجتماعی اشتباه گرفته شود.

نکات کلیدی

  • اختلال شخصیت سادیستی دیگر در کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) وجود ندارد ، اما هنوز هم مورد توجه علاقه مندان به علم شخصیت شناسی قرار می گیرد.
  • ویژگی اصلی افراد دارای اختلال شخصیت سادیستی ، لذت بردن از داشتن رفتارهای خشن، تحقیر افراد و پرخاشگری با هدف کنترل دیگران می باشد.
  • بدین ترتیب اختلال شخصیت سادیستی از اختلال شخصیتی ضد اجتماعی متمایز می شود که در واقع ظلم و پرخاشگری به خودی خود برای فرد سادیستی یک هدف به حساب می آید.

هیچ مدرکی دال بر اینکه که افراد دارای اختلال شخصیت آسیب رسان دارای تمام ویژگی های یک فرد سادیستی هستند، وجود ندارد. افراد خودشیفته با تحقیر دیگران به نوعی باعث شکنجه آنها می شوند.افراد دارای شخصیت ضداجتماعی از طرق مختلف باعث رنج و آزار افراد می شوند و از احساس قدرتی که به خاطر انجام اینکار به آنها دست می دهد، لذت می برند. با این حال ، موارد فوق معمولاً به عنوان روشی کلی برای برقراری ارتباط با دیگران، خصمانه و مخرب نیستند. این افراد با انجام چنین اعمال ظالمانه ای تنها به دنبال رسیدن به اهدافشان می باشند و این یکی از ويژگی های افراد دارای اختلال شخصیتی سادیستی می باشد. آیا ويژگی شخصیتی وجود دارد که قساوت و بی رحمی یکی از مولفه های اصلی آن باشد؟

شخصیت سادیستی

اگرچه دیگر در کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) به آن  پرداخته نمی شود ، اما اختلال شخصیت سادیستی (SPD) ، که شباهت بسیاری به اختلالات شخصیتی منفعل پرخاشگر و مازوخیست دارد، همچنان توسط بسیاری به عنوان یک اختلال شخصیتی مهم شناخته می شود( به عنوان مثال ، میلون ، ۲۰۱۱ ؛ پلوفل ، ساکلوس و اسمیت ، ۲۰۱۷ ؛ کولیج ۲۰۱۸ ؛ کووالسکی ، ۲۰۱۹).بررسی ویژگی های فردی افراد سادیستی دوباره تبدیل به موضوعی داغ در حیطه سه گانه و چهارگانه تاریک ( مثلث تاریک شخصیتی) شده است.

ویژگی شخصیت سادیستی که اولین بار توسط کرافت ابینگ در اواسط قرن ۱۹ مورد توجه قرار گرفت، در آن زمان به فردی اطلاق می شد که از طریق تحریک درد ، بی رحمی و تحقیر (با هدف دستیابی به سلطه جنسی) لذت می برد. فروید با در نظر گرفتن سادیسم و ​​مازوخیسم به عنوان “ابعاد دو قطبی مولفه تهاجمی غریزه جنسی” به تفصیل به توضیح این اختلالات شخصی پرداخت. (میلون ، ۲۰۱۱).

با این حال ، اریک فروم با داشتن نگاهی فرا جنسیتی ، بعد ها اظهار داشت که سادیسم جنسی تنها نشان دهنده نیاز برخی از افراد به تحقیر دیگران است :

فروم در این رابطه می گوید:

“آزار روانی ، تمایل به تحقیر و آسیب زدن به احساسات دیگران، اعمالی فرای سادیسم جسمی هستند. یک فرد سادیستی با اطمینان خاطر می تواند دست به چنین اعمالی بزند … آزار روانی می تواند به اندازه آزار فیزیکی و یا حتی بیشتر از آن، دردناک باشد… هسته اصلی سادیسم … شامل اشتیاق و علاقه فرد به داشتن کنترل کامل و بدون محدودیت بر سایر موجودات زنده می شود. اجبار دیگران به تحمل درد و یا تحقیر افراد، بدون اینکه فرد قربانی بتواند از خود دفاعی بکند، یکی از جلوه های کنترل بدون محدودیت افراد می باشد. “

به نظر می رسد که نوع برخورد برخی از افراد با دیگران ، کاملاً مبتنی بر رفتارهای سادیستی می باشد. تنها همین طرز تفکر باعث شد تا این اختلال شخصیتی نیز در نسخه اصلاح شده DSM-3 گنجانده شود (DSM 3-R [1987]). ، با وجود اینکه بیش از ۵۰٪ از روانپزشکان قانونی پس از انجام مطالعات و آزمایشات متعدد ، وجود چنین اختلالی را در برخی از افراد تایید کردند، اما این مسئله در نهایت، تنها محدود به پیوستی تحت عنوان ” گروه های تشخیصی پیشنهادی نیاز به مطالعه بیشتر دارند” شد و دیگر توجهی به آن نشد. به گفته میلون (۲۰۱۱) ، بی توجهی به آن در چاپ های آینده یک تصمیم سیاسی بود ، اما این تصمیم با توجه به مسئله وجود جمعیتی بزرگ از افراد سادیستی در جامعه ، تصمیمی احمقانه به حساب می آید که به طرز قابل توجهی باعث زوال و پسرفت تمدن بشری خواهد شد.

معیارهای اختلال شخصیت سادیستی

معیارهای تشخیصی این اختلال شخصیتی در نسخه اصلاح شده DSM-3 به عنوان الگویی فراگیر، نشان می دهد که افراد سادیستی حداقل دارای چهار مورد از موارد ذکر شده در زیر هستند که اغلب در دوره نوجوانی بروز پیدا می کنند:

  • استفاده از خشونت فیزیکی و یا خشونت در روابط بین فردی به منظور داشتن سلطه بر سایر افراد (نه صرفاً به خاطر کسب بهره ای ثانویه ، مانند سرقت)
  • تحقیر افراد در حضور دیگران
  • برخورد خشن و سخت گیری غیرعادی نسبت به شخصی که تحت کنترل اوست
  • لذت بردن از مشاهده رنج روانی / فیزیکی دیگران ( از جمله حیوانات)
  • داشتن تمایل به رساندن آسیب به دیگران
  • با ایجاد رعب و وحشت دیگران را مجبور می کند تا از دستورات او پیروی کنند.
  • آزادی های فردی افراد نزدیک به خود را محدود می کند (به عنوان مثال همسر چنین فردی باید همیشه در کنار او باشد و فرزندان وی حق خارج شدن از منزل را ندارند).
  • علاقه شدید به اعمال خشونت ، انواع سلاح (چه گرم و چه سرد) ، شکنجه و ایجاد جراحت.

میلون بر این باور است که مبتلایان به  سادیسم تمایل دارند، با کنایه ، انتقاد و خصومت با دیگران به شکلی محسوس افراد را آزار دهند. جالب اینجاست که برخی از این افراد بر این باورند که داشتن اینگونه رفتارها در شرایط سخت (مانند دوران خدمت سربازی) کاملا موجه است. افراد سادیستی به شدت خود رای بوده و تمایلی به شنیدن نظرات دیگران ندارند و هر موضوعی ممکن است باعث خشم و ناراحتی آنها شود.

این مسئله از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا افراد دارای اختلال شخصیتی سادیستی قادر به مهار خشم و عصبانیت خود نیستند. بنابراین، در صورت مشاهده تهدیدی حتی کوچک، تاکتیک “حمله بهترین دفاع است” را به کار خواهند گرفت و در واقع آنها با انجام اینکار قصد دارند به نوعی برای دیگران خط و نشان بکشند.

اگرچه SPD  (اختلال شخصیتی سادیستی) دیگر در لیست  DSMوجود ندارد ، اما هنوز هم می توان با مراجعه به دسته اختلالات شخصیتی نامشخص، وجود آن را در افراد مبتلا تشخیص داد (اختلال شخصیتی نامشخص : سادیسم )

توسعه مطالعات مرتبط با اختلال شخصیتی سادیستی

در حالی که تحقیقات چندانی در رابطه با دلایل ابتلای افراد به این اختلال روانی صورت نگرفته ، برخی شواهد نشان می دهد که علت بروز چنین اختلالی در بسیاری از موارد اکتسابی می باشد ( به عنوان مثال فرد رفتارهای مخرب دیگران تقلید می کند).محققان با مطالعه رفتاری برخی از افراد مبتلا متوجه شدند که این افراد، مدت ها به اشکال مختلف در معرض فعالیت های سادیستی موجود در برنامه های تلویزیونی ، بازی های ویدیویی ، فیلم ها و موسیقی رپ خشن قرار گرفته اند. 

 میلون (۲۰۱۱) بعلاوه خاطرنشان کرد که کودکان مبتلا به SPD اغلب مورد خشم و تحقیر مراقبان کودک و سایر افراد قرار می گیرند. وی بر این باور است که برخورد نا مناسب و منفی دیگران باعث شکل گیری نوعی احساس قدرت در کودکان مبتلا می شود. دلیل این امر این است که کودکان مبتلا چنین نگرشی نسبت به برخوردهای نا مناسب دیگران دارند :

” این نوع برخورد آنها نشان می دهد که من می توانم بر روحیه ، نگرش و نوع رفتار دیگران تاثیر بگذارم.”
تک تک این فعل و انفعالات باعث ایجاد تصویری خیالی از تأثیرگذاری و قدرت در ذهن فرد مبتلا می شود.
میلون در پایان اشاره می کند که “شکل گیری احساس قدرت در این کودکان ، آنها را به سمت اقدامات خصمانه تر سوق داد.”

با توجه به اثربخشی این تاکتیک مخرب در محیط خانواده ، منطقی است که با ورود چنین کودکانی به دنیای واقعی ، این مسئله تبدیل به بحرانی جهانی خواهد شد. این کودکان بدون شک در دنیای واقعی نیز( مدرسه، دانشگاه ، محل کار…) درست به همان روش خصمانه ای که با والدین و مراقبان کودک خود داشتند، با دیگران رفتار خواهند کرد.

محققان بر این باورند درست به مانند سایر اختلالات شخصیتی ، افراد مبتلا به این اختلال نیز دارای برخی از مولفه های مبتنی بر صفات فردی مانند عدم توانایی کنترل ضعف و عصبانیت هستند که باعث ایجاد واکنش های سادیسمی شدید می شوند.

تفاوت میان اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلال شخصیتی سادیستی

مبتلایان به  SPD از خشونت ، شکنجه ، سو استفاده ، دروغگویی ، عصبانیت ، مشاهده ناراحتی دیگران و کنترل سایر افراد لذت می برند (کوالسکی ۲۰۱۹). افراد مبتلا به این اختلال در مقایسه با افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی که صرفاً به خاطر کسب بهره ای ثانویه دست به اقداماتی مشابه می زنند، دارای تفاوت های هستند (به عنوان مثال، لذت بردن از داشتن سلطه در حین برقراری رابطه جنسی( مانند تجاوز به عنف) ؛ دروغ ، فریب دادن افراد به منظور تأمین نیازهای اولیه، صدمه زدن به افراد با قصد سرقت و یا اجبار دیگران به مخفی کردن حقایق).

با توجه به اینکه مشخصه اصلی APD (اختلال شخصیت ضد اجتماعی) نادیده گرفتن و نقض قوانین جامعه و حقوق دیگران می باشد ، به راحتی می توان دریافت که این ۲ اختلال دارای اشتراکاتی هستند (میلون ، ۲۰۱۱) . سایر محققان ، مانند مورفی و ویس (۲۰۰۳) ، پیشنهاد می کنند که SPD به عنوان یکی از زیر شاخه های روان پریشانه اختلال شخصیت ضد اجتماعی در نظر گرفته شود که در آن فرد روان پریش ، برخلاف اکثر مبتلایان به APD ، رنج و درد دیگران را شناسایی کرده و به آن واکنش نشان می دهند. به طور خلاصه ، رفتارهای جامعه ستیزانه افراد مبتلا ناشی از نیاز آنها به رساندن آسیب به دیگران می باشد.  

به عنوان مثال

پرونده دنیس رادر( معروف به BTK )، که ممکن است بسیاری از خوانندگان با آن آشنا باشند. اگرچه پزشکان به طور رسمی وجود اختلال روانی APD را در او تشخیص دادند، اما او در واقع نمونه ای برجسته از ابتلای همزمان افراد به اختلالات  APD و SPD به حساب می آید و علت آن این است که سبک روان پریشی وی تا حد زیادی تحت تأثیر لذت ناشی از شکنجه بود.

درمان

همانطور که در بسیاری از پستهای دیگر( به عنوان مثال ، پست مربوط به افسردگی ، اختلال شخصیت افسردگی و اختلال وسواسی اجباری شخصیتی) نیز اشاره شد ، افراد مختلف ممکن است دارای شرایط و علائم کاملاً مشابهی باشند، اما این الزاما بدان معنا نیست که این افراد باید به شکلی مشابه تحت رسیدگی و درمان قرار بگیرند. اگرچه ممکن است در نگاه اول SPD و APD به نظر مشابه باشند، اما ما به خوبی از میزان تفاوت آنها ( به ویژه در مواردی که نوع برخورد ما باعث تحریک رفتار افراد مبتلا می شود) آگاه هستیم.

بنابراین، منحصرا تشخیص علائم بیمار تاثیری چندانی در فرایند درمانی نداشته و پزشکان برای گرفتن نتیجه بهتر نیازمند بررسی دقیق این تفاوت ها هستند. اگرچه بسیاری از بیماری های روانی علائم مشترکی دارند ، اما تشخیص دقیق این تفاوت ها، باعث خلق مفاهیمی جدید در مورد ماهیت این علايم و همچنین درک بهتر محققان در رابطه با دلایل بروز آنها در افراد مبتلا می شود که این موارد در مجموع می توانند کمک فروانی به فرایند درمان کنند.

APD

بیماری APD با توجه به ناتوانی عمیق افراد مبتلا در ایجاد حس همدلی و درک احساسات دیگران، تقریبا غیر قابل درمان بوده و مبتلایان به APD با توجیه رفتارهای ناپسند خود و گرایش شدیدی که به دروغگویی و فریب دیگران دارند، فرایند گفتار درمانی را بسیار دشوار می کنند(یودوفسکی ، ۲۰۰۵).بنابراین با در نظر گرفتن این مسئله، بسیاری از افراد درمانگر اهمیت زیادی به درمان مبتلایان به APD نمی دهند. 

SPD

از طرف دیگر، اگرچه مبتلایان به اختلال SPD ظاهراً افرادی ضد اجتماعی هستند اما این افراد اغلب در طول فرایند درمان ، از خود سازگاری و انعطاف بیشتری نشان می دهند و این بدان دلیل است که افراد مبتلا به SPD احساسات دیگران را به خوبی درک می کنند.( واکنشی که مبتلایان به SPD به رنج و درد دیگران نشان می دهند، گواهی محکم برای اثبات این مسئله است). بنابراین، افراد مبتلا با کمک درمانگر خود یاد می گیرند که چگونه باید با دیگران همدلی کنند و به شکلی موثر با افراد مختلف ارتباط برقرار کنند، که البته توجه به این موضوع می تواند شانس درمان افراد مبتلا را بسیار افزایش دهد. 

با به توجه به شواهد موجود در رابطه با اهمیت آموزش (که قبلا به آن اشاره کردیم) و همچنین اثبات تاثیر آن در فرایند رفتار درمانی شناختی، می توان گفت که حتی افراد کم سواد نیز در صورت داشتن یک درمانگر خوب و انگیزه کافی، می توانند به راحتی مطالب آموزشی را فرا بگیرند. 

فرایند درمانی SPD

فرایند درمانی مبتلایان به SPD با توجه به اینکه باید دائما تحت درمان باشند، بسیار دشوار است. افرادی که برای تغییر شخصیت  مبتلایان به SPD تلاش می کنند، می تواند باعث تسریع در روند درمان شوند. مسئله مهم دیگر است که بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی، هیچ گونه تلاشی برای ایجاد تغییر در شخصیت خود نکرده و تنها در صورت بروز افسردگی ، اضطراب و سایر بیماری های روانی به پزشک مراجعه می کنند.داشتن توجه کافی به این مسئله که نحوه برخورد افراد مبتلا با دیگران یکی از دلایل اصلی ایجاد این اختلال می باشد، نقطه آغازی برای بهبود وضعیت بیماران و افزایش میزان اثربخشی روند درمانی می باشد.

در طول فرایند درمان ، باید این موضوع را در نظر گرفت که الزاما با بررسی ضعف ها و سبک رفتاری خصمانه و خشن افراد مبتلا، نمی توان پیش بینی دقیقی در رابطه با وضعیت آینده بیمار ارائه داد. در حالی که برخی از مبتلایان عادت ها و رفتارهای ناپسند و نا مناسب خود را ترک می کنند، برخی دیگر نیز در برابر بهبودی و درمان از خود مقاومت نشان داده و به طرق مختلف به سایر افراد حمله ور می شوند. افزایش قدرت اراده در افراد مبتلا SPD باعث شدت گرفتن رفتارهای تند و خصمانه آنها و در نهایت یک فاجعه خواهد شد.

درمان SPD

با توجه به موارد فوق، اگر درمانگری قصد درمان افراد مبتلا به SPD را دارد ، بهتر است در صورت عدم آشنایی کافی با شخصیت متخاصم و خشن مبتلایان به این بیماری، از افراد حاذق در این زمینه مشورت بگیرد. انجام اینکار باعث افزایش آگاهی فرد درمانگر و حساب بردن بیماران از او می شود و در نهایت نیز بیماران مبتلا به SPD متوجه خواهند شد که افرادی بسیار قدرتمند از آنها نیز وجود دارد که با وجود رعایت احترام و انصاف می توانند به مقابله با رفتارهای تند آنها بپردازند. تدوام رابطه میان درمانگر و بیمار می تواند باعث ایجاد یک اتحاد درمانی قوی شود که به موجب آن فرد بیمار می تواند از روش های برقراری ارتباط فرد درمانگر تقلید کند. فرد بیمار در صورت پذیرش نقاط ضعف خود می تواند به درمان و تحقیق در مورد رفتارهای ناسازگار بپردازد.

منبع : www.psychologytoday.com
مترجم : علی رضا لهفتان
مطالب دیگر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست