هورمون ها می توانند نقش قابل توجهی در افزایش درآمد و تصمیم گیری های مالی داشته باشند
رکود بزرگ
احتمالا برخی از شما فیلم “رکود بزرگ” را دیده اید. موضوع اصلی این فیلم در رابطه با نقش بانک ها و سایر موسسات مالی در بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ می باشد. در حالی که داستان فیلم بیشتر بر روی کشور ایالات متحده آمریکا متمرکز شده است ، با این حال می توان به بیان داستانی مشابه در رابطه با بحرانی که سالیان پیش در انگلیس اتفاق افتاد نیز پرداخت.
اگر ما پیش از وقوع بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ متوجه فریبکاری و کلاهبرداری برخی از معامله گران اقتصادی و همچنین ساده لوحی بسیاری از افراد عادی می شدیم ، قطعا آگاهی ما از این مسائل در آن زمان باعث شگفتی و تعجب ما می شد: اکنون ما نسبت به بحران رخ داده در آن سال آگاه تر شده ایم و این موضوع دیگر به مانند قبل باعث تعجب ما نمی شود.امروزه بانکداران دیگر آن جایگاه اجتماعی سابق را در میان مردم ندارند (اما همچنان دارای درآمد های بسیار زیادی هستند). این مسئله باعث باز شدن پنجره ای جدید و جذاب در دنیای تجارت مالی می شود: دنیایی که اکثر ما شناخت کمی از آن داریم. دنیایی که تنها به دنبال کسب درآمد های نجومی است.
قهرمان های داستان مرد هستند
در فیلم مشاهده خواهید کرد که تقریباً همه قهرمان های داستان مرد هستند. اگرچه برخی از افراد بانکدار میانسال هستند ، اما تقریبا تمام کسانی که در فیلم مشغول انجام معاملات مالی و کلاهبرداری هستند، مردانی جوان هستند. این افراد با دقت به تجزیه و تحلیل تاثیر ابزارهای مخربی که ایجاد کرده اند، پرداخته و با انجام اینکار می خواهند بدانند که آیا معاملاتی که از طریق این ابزارها انجام می شود، منجر به شکوفایی اقتصادی بازار های مالی می شود و یا باعث ورشکستگی آنها خواهد شد. این فیلم در مورد مردان جوانی است که در انجام معاملات مالی بسیار ریسک پذیر هستند، اما با این حال این افراد نسبت به سایرین رفتارهای بدی از خود نشان می دهند.
کلاهبرداری در یکی از موسسات بانکی
چند سال پیش من و یکی از همکارانم به شکلی دقیق و حساب شده به بررسی عملکرد یکی از موسسات بانکی پرداختیم. این واحد تجاری در واقع دفتر بزرگی بود که تعداد زیادی از افراد معامله گر در آن مشغول فعالیت بودند ( این افراد در واقع تنها یک مشت دلال و قمار باز بودند). این افراد با ایجاد تغییرات عمدی در قیمت ها اقدام به کلاهبرداری می کردند (به عنوان مثال تغییر در قیمت کالاها ، اما این دستکاری قیمتی شامل موارد دیگر را نیز می شود).
در حدود شش یا هفت کامپیوتر شخصی در آنجا وجود داشت که هر کدام در حال نشان دادن مجموعه ای پیچیده از داده ها و شاخص های بورسی بودند و نمودار های مالی آنها دائم در حال بالا و پایین شدن بودند. همچنین روی هر میز یک تلفن وجود داشت و داده ها و قیمت های بازار دائماً از طریق بلندگوهای موجود در اتاق اعلام می شدند. بمباران اطلاعاتی معامله گران باعث می شد تا این افراد در هنگام خرید و یا فروش سهام و یا کالایی خاص، تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. آنها می توانستند در مدت زمانی کوتاه باعث سود و یا ضرر میلیون ها نفر در سرتاسر دنیا شوند.
تمام افراد مشغول در آنجا مرد هستند
تقریباً تمام افراد مشغول در آنجا مردانی جوان بودند. در شرکت مورد مطالعه ما حدود ۲۰۰ معامله گر مشغول به فعالیت بودند: که حدودا چهار نفر از آنها زن بودند. به نظر می رسید که همه آنها زیر ۴۰ سال سن داشته باشند. این فیلم بر اساس واقعیت های جامعه ساخته شده است. تبعیض جنسیتی؟ سن گرایی؟ به نظر من چنین چیزی درست نیست. دنیای تجارت یک دنیای مردانه است ، بنابراین ممکن است کار کردن در چنین فضایی برای زنان مناسب و یا راحت نباشد.
تنها مردان جوان می توانند در چنین فضایی به فعالیت های رقابتی بپردازند ، ریسک کرده و توانایی های خود را به نمایش بگذارند: تمام ویژگی های برجسته معامله گران حرفه ای و عملکرد بیولوژیکی بی نظیر مردان جوان (از هر تیپ شخصیتی). تجارت مالی حرفه ای پرمخاطره و قمار گونه است. بعضی از افراد میلیون ها دلار درآمد کسب می کنند و بعضی نیز درآمد چندانی ندارند. احتمال شکست در آن بوده و حتی کسانی که برای مدتی طولانی عملکردی موفق در این حرفه دارند نیز ممکن است به خاطر فشار کاری و شک و تردید نسبت به وضعیت بازار برای مدت ها دچار ضرر شوند.
ما در مطالعات خود به چه نتایجی دست پیدا کردیم؟
ما هر روز صبح از طریق بزاق دهان افراد سطح تستوسترون آنها را اندازه گیری می کردیم. همانطور که انتظار می رفت، این میزان در بین افراد مختلف، متفاوت بود.برخی از معامله گران، در بعضی از روزها سطح تستوسترون بالاتری نسبت به دیگران داشتند. میزان تستوسترون در کل ارتباطی با میزان موفقیت و سطح درآمد افراد ندارد. یکی از نتایج شگفت انگیز این مطالعه این بود که میزان تمایل افراد معامله گر برای کسب درآمد بیشتر در روزهایی که سطح تستسترون آنها بالاتر بود، افزایش می یافت. ما علت آن را نمی دانیم.
آیا میان این دو معیار، یک رابطه علیتی مستقیم وجود دارد؟
(“پیوند و ارتباط میان این دو، دلیلی بر علیت نیست”). یک دلیل قابل قبول برای اثبات این مسئله، این بود که میزان ریسک پذیری معامله گران در روزهایی که تستوسترون بالاتری داشتند، کمی بیشتری بود و به تصمیم گیری های خود در مواقع حساس نسبتا اطمینان بیشتری داشتند. این رابطه به شرطی که حد اعتدال در آن رعایت شود، می تواند یک مزیت به حساب آید (“موفقیت بدون ریسک کردن امکان پذیر نیست”).
تستوسترون
به دلایل واضح ، ما نمی توانستیم با تزریق تستوسترون به معامله گران به آزمایش ایده های خود بپردازیم ( اگرچه انجام این کار می توانست بسیار جذاب و هیجان انگیز باشد). ما در آزمایش دوم خود که شامل یک بازی رایانه ای شبیه سازی بود از تعدادی مرد جوان (عمدتا دانشجویان کارشناسی ارشد) دعوت به عمل آوردیم و از آنها درخواست کردیم تا در این بازی به تقلید برخی از جنبه های تجارت در دنیای واقعی بپردازند. آنها در صورت موفقیت می توانستند پول واقعی به دست آوردند (البته مقدار این پول به دلیل بودجه کم تحقیقاتی و همچنین نگرانی های اخلاقی مرتبط با اینکارمحدود و کم بود).
در طی سه روز ، ما ۲ عدد کرم به آنها دادیم که یکی حاوی مقادیری تستوسترون و دیگری فاقد این هورمون بود و از آنها خواستیم تا آن را به پوست خود بمالند: تستوسترون موجود در کرم اول سطح خون افراد را تقریباً دو برابر بیشتر از حد معمول افزایش می داد. افراد شرکت کننده باید از هر دو کرم استفاده می کردند و هیچ یک از محتویات کرم ها اطلاعی نداشتند.
نتایج بدست آمده شگفت انگیز بود، افزایش تستوسترون باعث افزایش ریسک پذیری مالی این افراد شده بود. ریسک پذیری بیشتر آنها به این خاطر بود که این افراد نسبت به توانایی های خود در پیش بینی تغییرات قیمتی خوشبین تر و مطمئن تر شده بودند و البته این موضوع هیچ ارتباطی به علاقه مند شدن آنها به انجام فعالیت های با ریسک بالا نداشت. (اگر این کار را به درستی انجام دهند، قطعا درآمد بیشتری کسب خواهند کرد). مردان جوانی با چنین اعتماد به نفس بالایی؟ این مسئله باعث برانگیخته شدن احساسات ما شد.در زندگی خود چند نفر را می شناسید که چنین اعتماد به نفس بالایی داشته باشند؟
بازارهای مالی
بازارهای مالی به دلیل ناپایداری و غیرقابل پیش بینی بودن، اغلب مورد توجه قرار می گیرند. بحران مالی سال ۲۰۰۸ یک بحران مالی شدید و فاجعه بار به حساب می آید، اما امروزه نیز فراز و نشیب هایی البته با شدت کمتر به طور مرتب در دنیای تجارت رخ می دهد. معامله گران افزایش ناگهانی قیمت ها در بازار را “حباب” می نامند و هیچ کس واقعاً نمی داند که چرا چنین اتفاق روی می دهد. اگرچه برنامه های رایانه ای پیشرفته ای وجود دارند که می توانند تاثیرات منفی برخی از بحران های اقتصادی را تا حدی کاهش دهند. ( به عنوان مثال، جلوگیری از شکل گیری موج فروش ناشی از ترس افراد از سقوط قیمت ها که باعث بی ثباتی بازارهای مالی و سقوط شاخص های تجاری می شود).
یک احتمال دیگر این است که اگر به هر دلیلی تغییراتی در سطح هورمون معامله گران رخ دهد، این مسئله ممکن است به شکلی نامحسوس و ناخودآگاه در تصمیم گیری های افراد معامله گر تاثیر مستقیم بگذارد که در نهایت منجر به ایجاد حباب و یا کاهش در قیمت ها خواهد شد.
اقتصاد عصب بنیان
علم “اقتصاد عصب بنیان” سعی در درک بهتر چنین مسائلی دارد ، اگرچه این علم هنوز در مراحل اولیه رشد خود قرار دارد. زمان آن فرا رسیده است که صنعت بانکداری ، که به طور معمول به هیچ موضوعی خارج از حرفه متمرکز خود علاقه ای ندارد، بیشتر به اقتصاد عصب بنیان توجه کند. با کمک این علم می توان به مطالعه مغز افراد معامله گری که با سرمایه بانک ها اقدام به کلاهبرداری و قمار می کنند، پرداخت و از آنچه در ذهن آنها می گذرد، با خبر شد.
هورمون تستوسترون
بنابراین هورمون تستوسترون ، حداقل در شرایط بحران اقتصادی می تواند تأثیرات مهمی در تصمیمات مالی داشته باشد.
هورمون تستوسترون چقدر در کاهش تبعات ناشی از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ نقش داشت؟
آیا حضور پر رنگ تر زنان در دنیای تجارت می تواند مانع از روی دادن چنین اتفاقات شود (همانطور که برخی پیشنهاد می دهند)؟
بانکداران اطلاعی راجع به نقش هورمون ها در رفتار کارکنان خود ندارند: وقت آن رسیده است که بانکداران نیز از این موضوع آگاه شوند! اما در مورد هورمون کورتیزول (که میزان آن را نیز در افراد اندازه گیری کردیم) چطور؟
آیا این هورمون ها بر روی افرادی که در سایر مشاغل مشغول به فعالیت هستند نیز تاثیر دارد؟
آیا هورمون ها بر تصمیم گیری های اقتصادی روزمره ما نیز تاثیر دارند (خرید خانه (غیر معمول) ، ماشین (معمول) ، خرید های عادی خانه و سایر تصمیم گیری های مالی ما در طول زندگی) ؟
آیا هورمون ها می توانند بر سایر تصمیم گیری ما(غیر مالی) نیز تاثیر بگذارند؟
به تمامی این موضوعات در وبلاگ هایی که قرار است در آینده آنها را راه اندازی کنیم پرداخته خواهد شد.











